ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

238

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

كرده انجام مىگيرد به خدا سوگند وجود او براى ما فتنه و شر بود خداوند بر او غضب كند . چيزهاى ديگرى هم درباره او گفته شده كه ما براى پرهيز از تفصيل و دراز كردن سخن از نقل آنها خوددارى ميكنيم . بيان بعضى از رفتار و سيره امين چون امين بخلافت رسيد و مامون به او نامه نوشت و بيعت كرد او ( با فراغت ) أخته‌ها ( خواجه‌ها اصطلاح است و خواجه بمعنى آقا مىباشد ولى مصطلح شده براى غلام اخته ) را جمع و در گرامى داشتن و مقرب نمودن آنها و پيوستگان آنها افراط كرد و با آنها در خلوت مىنشست و شب و روز وقت خود را بخوشگذرانى و همنشينى آنان مىگذرانيد . با آنها مىخورد و مىنوشيد و امر و نهى و كارهاى ديگر را به آنها واگذار نمود . آنها را جراديه نام نهاد و براى همه وظيفه مقرر كرد همچنين حبشيان كه آنها را غرابيه ناميد ( غراب - كلاغ است و چون آنها سيه چهره بودند غرابيه ناميد ) . امين از بانوان و كنيزان و نوع زنان دورى نمود . بدين سبب او متهم شد ( او مرد پسند بود ) و در اين باره اشعار بسيار گفته شد كه بعضى از آنها اين است . الا يا ايها المثوى بطوس * غريبا ما تفادى بالنفوس لقد ابقيت للخصيان بعلا * يحمل منهم شوم البسوس فاما نوفل فالشان فيه * و فى بدر فيا لك من جليس و ما للمعصمى شيء لديه * اذا ذكروا بذى سهيم خسيس و ما حسن الصغير اخس حالا * لديه عنه مخترق الكوس لهم من عمره شطر و شطر * يعاتر فيه شرب الخندريس و ما للغانيات لديه حظ * سوى التقطيب و الوجه العبوس